أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
279
تجارب الأمم ( فارسى )
ميان دو قيمتگذارى » به عنوان « صلت » كارى انجام نمىداد . دفترداران [ 1 ] نيز ، جز بيرون آوردن قيمت گذارى پيشين املاكى كه اكنون به مردم فروخته مىشود ، كارى نداشتند . انبوهى مردم ، بر سر او بودند و وى گرفتار امضاء كردن بود كه گفته شد : على بن عيسى اجازت ديدار مىخواهد . پس او اجازت داد و چون او را ديد ، براى بزرگداشت وى سراپا بايستاده ، او را بر دشك خود نشانيده ، به خوش آمد گوئى پرداخته ، كار خود را كنار نهاد . در ميان احوالپرسى ، وى فشار مردم را بر او دريافته ، گفت : خداوند به وزير كمك دهاد ! به كار خويش بپرداز ! ابو على دوباره به سوى مردم رفته به امضا كردن پرداخت . در اين هنگام چشم على بن عيسى به يك سند قيمت گذارى براى ديههاى جبريل پدر بخت يشوع [ 2 ] افتاده ديد ، بهائى كه براى فروش آن نهادهاند ، نسبت به خريد آن ناچيز است ، پس گفت : لا إله الا الله ! كار به اينجا كشيده است ؟ ! ابن مقله كار را بنهاده و رو به دو كرد كه مىگفت : پير ما ابو القاسم ( مقصود عيسى بن داود [ 3 ] [ پدر ميهمان ] است ) خدا بيامرز مىگفت : هنگامى كه متوكل [ م 247 ] بر بخت يشوع پزشك
--> [ ( 1 - ) ] M . متن : و لاصحاب الدواوين عمل غير . . . [ ( 2 - ) ] M : بخت يشوع بن جبرئيل بن بخت يشوع بن جرجيس م 256 ه پزشك ايرانى نسطورى مذهب دربار عباسى . پدرانش از جنديشاپور به بغداد آمدند . متوكل دارايى او را مصادره و پس از 150 ضربه شلاق به سيه چالش انداخته سپس به بحرين تبعيدش نمود . ( طبرى ، طبقات الاطباء ، اعلام زركلى و لغتنامه ) ن . ك خ 5 : 456 . [ ( 3 - ) ] صفدى در « وافى بالوفيات » آرد : داود بن جراح بن مهاجر حسنبس بن صهار بخت [ چهار بخت ] بن شهريار ، ابو محمد كاتب فارسى نژاد و دبير مستعين [ خليفه عباسى 248 - 252 ] بود و كتاب « تاريخ و اخبار الكتاب » [ در تاريخ دبيران ] و كتاب « الامم السالفة » را كه مجموعهاى بزرگ است بنگاشت و كتاب « رسائل نامهها » نيز دارد . او نياى وزير ابو الحسن على بن عيساست . جراح چند پسر داشت كه داود ، ابراهيم ، محمد و مخلد از ايشانند . داود و محمد دبيران ابراهيم بن عباس صولى بودند ( كه بيوگرافى او در معجم الادباء 1 : 260 / 1 : 164 هست ) . حسن بن مخلد بن جراح [ خ 5 : 166 ] نيز براى وى دبيرى كرده است . داود بن جراح به سال 291 درگذشت . / / M : ولى درست آنست كه در ص 46 گذشت .